Friday, October 8, 2010

۱۵۵ - پورت یو اس بی!

اومدم آی پاد رو وصل کنم به یکی از یو اس بی ها که شارژ شه، از بغل نگاه کردم لپ تاپ رو. دیدم تو پورت پایین یک چیز قهوه ای کم رنگ مایل به زرد هست. یکم بیشتر دقت کردم،‌ به این نتیجه رسیدم هر چی هست باید درش بیارم وگرنه یهو لپتاپم عفونت میکنه. چون لپتاپ من که کثیف هست، چیزیش نشده. ولی عفونت شاید...

دست میندازم اون ور میز، یک موچین هست که از تهران آوردم برای وقتایی که علاقه پیدا میکنم کاغذی، سیمی،.. از جایی رد کنم. برش میدارم. با دقت به پورت نزدیک میشم. در یک حرکت انفجاری به شی ناشناس حمله میکنم و دستگیرش میکنم. از تو کامپیوتر بیرون میکشمش. با دقت وراندازش میکنم. به این نتیجه میرسم پوست پیازه.

حالا دو تا سوال پیش میاد.
اول اینکه این تیکه پوست پیاز چجوری تا اینجا رسیده؟
دوم اینکه، چجوری رفته تو کامپیوترم؟

۱۵۴ - بلگراد

خیلی از شما این مطلب را خواندید.
http://www.zanbur.com/archives/907
رفتم و از هم کلاس صربستانیم پرسیدم در باره اش.
در ادامه جواب او:

Well, there were two problems when I checked there before I came here. On was that these lights are only on one side of the bridge. So if you decide to do it from the other side, there is no sentence to stop you, and you can easily do it. The other one is, that number down there was still not working. I mean, you went to do it, then you saw it, then you called the number, and it said "This number is not in use now!"

به همین صورت!

Wednesday, October 6, 2010

۱۵۳ - عرب

طرف از عربستان اومده. یک بار من دیدمش، پرسیدم از کجایی. گفته از عربستان. بعد عجله داشت رفت. دوباره دیروز من رو دیده. میگه از کجایی. میگم از ایران. یهو قیافه گرفته، تریپ روش رو کردن اون ور و اینا.

با خودم شروع کردم گفتن.‌ آخه بی شرفا، شما از چی ما شاکی هستین؟
از سیستم ده دهی نوشتن که یک ایرانی کشف کرده، صدقه سری خلافتتون بر اسلام و مسلمین همه جا میگن Arabic numbers؟
از فرش به اون بزرگی که سر حمله بردین شاکی هستین؟ ببخشید، ما شرمنده ایم ایرانی ها زنده نبودن که بهتون بفهمومن فرش حتی اگر غنیمت جنگی هم باشه، نباید تیکه تیکه کرد تقسیم کرد!
از این شاکی هستین که خلیج فارس شد خلیج، بعد هم داره میشه خلیج عربی؟
از این شاکی هستین که لبنان و فلسطین همه عربن، پول از حلقوم ما درمیاد، لقمه ی ما میره تو دهن اونا؟

د برین گمشین بمیرین همتون دیگه. اه.
مملکت رو به فنا دادین بس نیست، بیرون مملکت هم باید گند بزنین به اعصاب ایرانی ها....

Saturday, October 2, 2010

۱۵۲ - جدی؟

آخرین کلاس هفته، جمعه ساعت دوازده تا دو. ساختمون ریاضی، طبقه اول. کلاس M114. لکچر منطق.
معلم حرفای تکراری میزنه. پشت سر من یک سری ترک مشغول یک بحث جدی هستن. ایوپ میزنه رو پشت من. برمیگردم. با انگلیسی شکسته بسته، میپرسه «می اندیشم پس هستم از کیه؟» میگم دکارت. میگه «یک فیلسوف دیگه بگو!» میگم «ارسطو» برمیگردم رو به جلو. سرم میره تو موبایل و جی تاک. باز سرم رو بلند میکنم. توضیح میدم که یک سری از زیست شناس ها هم به علم فلسفه کمک کردند که مهم ترینشون داروین بوده. با قیافه با مزه میگه « Bro , is there some thing you don't know? » من هم جواب میدم yep! میپرسه چرا از هر چیزی یک چیزی شنیدی؟ میگم تو دبیرستان آدم های خفن دورم بودن. میگه دبیرستانت خوب بود؟ میگم ملت خفن بودن. یهو نیما که ایرانیه، از اون ورش میگه « You can find all kinds of maniacs in there! » یه نگاه به نیما میکنم. با خودم فکر میکنم این الآن چی بود این گفت!؟ نفسم رو با صدا میدم بیرون. ایوپ رو نگاه میکنم میگم «Well, that's the view from outside. » برمیگردم که کله ام باز بره تو جی تاک.

۱۵۱ - به من چه!

ای بابا!
من رو دیده، اول و آخر جمله هاش اینه
«ایران پراود آپ دیت شده، هیچ لینوکسی بازش نمیکنه. با مک و ویندوز باز کردیم، با لینوکس نشد. میدونی چرا؟»

من یک نگاه میکنم، من از کجا بدونم آخه؟

۱۵۰ - انسان ها

خیلی جالبند. پر از شگفتی.
هر بار تا باور کنی که یک نفر در نهایت «بی شرافتی» کاری انجام داد، مثال نقض از راه می‌رسه.
تا باور کنی که یک نفر از پشت به تو خنجری زد که سخت تر نمی‌شد، مثال نقض می‌رسه.

ولی اگر یکی رو بهترین دوست خودت داشته باشی، کس دیگر توان نقضش را ندارد. شاید خودش، ولی دیگری نه.

خوبی ها را خودمان نقض می‌کنیم،‌ بدی هایمان را دیگران.

۱۴۹ - ام سی

انقدر خوبه، وقتی ناراحتی، بشینی، بزنی konsole. بزنی mc. یک مشت فایل و فولدر رو با هم از یک جا ببری یک جا دیگه، بعد لم بدی رو صندلی داغون کنار میز کامپیوتر، تماشا کنی که این بار ها آروم آروم پر میشه، و هر بار داد میزنه که حداقل یکی از سه تا قسمت غلطه. Count که هیچ وقت نشون نمیده. دو تای دیگه رو هی نگاه کنی، که خیلی کلاسیک، انگار # میزنه میره جلو. هی پر میشه، خالی میشه، فایل بعد. هی پر میشه ......

بعد فکر کنی....